یکشنبه ۲۶ بهمنماه ۱۴۰۴ جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی در کرمانشاه مقابل ساختمان این نهاد تجمع کردند. این گردهمایی تنها یک اعتراض صنفی به وضعیت معیشتی نبود؛ صدای خشم و دادخواهی نسلی بود که سالها کار کرده و امروز با فقر، بیحقوقی و سرکوب پاسخ میگیرد.
بازنشستگان در این تجمع با شعارهایی صریح و بیپرده، هم علیه وضعیت معیشتی و هم علیه کشتار و سرکوب اعتراضات دیماه موضع گرفتند:
«فریاد، فریاد، از اینهمه بیداد»
«ظلم و ستم فراوان، ما را کشاند خیابان»
«سفرهی بینان ما، رنگین شد از خون ما»
«قتلعام معترض، محکوم است، محکوم است»
«بازماندگان دیماه، همدردیم، همدردیم»
«نان میخواستیم، منزلت؛ رگبار بستن به ملت»
«همبستگی، اتحاد، پایان ظلم و بیداد»
«مذاکره یا کشتار، اوضاع اینه ستمکار»
در این تجمع، بازنشستگان آشکارا اعلام کردند که فقر تحمیلی، حقوقهای ناکافی، بیاعتنایی به مطالبات قانونی و پاسخگرفتن با گلوله، بخشی از یک سازوکار واحد است؛ سازوکاری که زندگی اکثریت جامعه را به بنبست کشانده است.
اعتراض بازنشستگان کرمانشاه نشان میدهد که خشم اجتماعی نه خاموش شده و نه به حاشیه رانده شده است. پیوند میان مطالبات معیشتی و دادخواهی جانباختگان دیماه، بیانگر شکلگیری آگاهی عمیقتری در میان بخشهای مختلف جامعه است.
تنها راه خروج از این چرخهی فقر، سرکوب و بیعدالتی، سازمانیابی گسترده و مستقل در سراسر جامعه است. تجربه نشان داده که بدون تشکلیابی واقعی و سراسری، مطالبات پراکنده سرکوب یا فرسوده میشوند.
سازمانیابی در میان جنبشهای اعتراضی، بهویژه در جنبش طبقه کارگر، میتواند محور شکلگیری یک نیروی اجتماعی قدرتمند برای گذر از وضعیت موجود و تغییر ساختارها و مناسبات سیاسی–اجتماعی حاکم باشد.
آنچه امروز در خیابانهای کرمانشاه فریاد شد، تنها اعتراض یک گروه بازنشسته نبود؛ پژواک مطالبهای سراسری برای پایان بیداد و ساختن آیندهای متفاوت است.











